3-9- ازمون نرمال بودن داده ها(کولموگوروف- اسمیرنوف)55
3-10- ضریب همبستگی55
3-11- خلاصه فصل55
فصل چهارم تجزیه و تحلیل دادهها
4-1- مقدمه57
4-2- آمار توصیفی متغیرهای پژوهش57
4-3- روایی و پایایی پرسشنامه63
4-4- آزمون نرمال بودن متغیرها64
4-5- آزمون فرضیههای پژوهش65
4-6- رتبه بندی متغیرهای مستقل سیستمهای حسابداری مدیریت74
4-7- خلاصه فصل75
فصل پنجم نتیجه گیری و پیشنهادها
5-1- مقدمه77
5-2- مروری بر نتایج به دست آمده از پژوهش77
5-3- پیشنهادهای پژوهش80
5-3-1- پیشنهادهای حاصل از یافته‌های پژوهش80
5-3-2- پیشنهاد برای پژوهش‌های آینده81
5-4- محدودیتهای پژوهش81
5-5- خلاصه فصل81
پیوستها82
فهرست منابع92
چکیده
بررسی تاثیر سیستمهای حسابداری مدیریت بر سرمایه های فکری
در سازمان تامین اجتماعی

چکیده
هدف این پژوهش، بررسی رابطه بین سیستمهای حسابداری مدیریت و توسعه سرمایه فکری در سازمان تأمین اجتماعی میباشد. بدین منظور رابطه سه معیار شیوه استفاده از سیستمهای حسابداری مدیریت، نوع اطلاعاتی که به وسیله سیستمهای حسابداری مدیریت تهیه میشود و نوع تصمیماتی که توسط سیستمهای حسابداری مدیریت پشتیبانی و حمایت میشود با اجزای سرمایه فکری شامل سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری و سرمایه مشتری مورد بررسی قرار گرفت. نتایج تجزیه و تحلیل فرضیههای پژوهش نشان میدهد که به طور کلی، با توجه با آزمون ضرایب همبستگی بین متغیرهای پژوهش، از بین 12 فرضیه مطرح شده فقط چهار فرضیه پذیرفته شد که مربوط به رابطه بین متغیرهای شیوه استفاده از سیستمهای حسابداری مدیریت و سرمایه انسانی، نوع تصمیماتی که توسط سیستمهای حسابداری مدیریت پشتیبانی میشود و سرمایه ساختاری، سرمایه انسانی و سرمایه ساختاری، و سرمایه ساختاری و سرمایه مشتری میباشد، مورد پذیرش واقع شد. در هر چهار فرضیه نیز رابطه بین متغیرها مستقیم می‏باشد.
واژههای کلیدی: سیستمهای حسابداری مدیریت، سرمایه فکری، سازمان تأمین اجتماعی
فصل اول
کلیات پژوهش

1-1- مقدمه
هدف این فصل ارائه چارچوب و طرح کلی تحقیق است. پس از ارائه مقدمه به بیان مساله، اهمیت و ضرورت پژوهش و اهداف تحقیق پرداخته شده است. در ادامه نیز فرضیهها و روش تحقیق ارائه خواهد شد.
از دیدگاه حسابداری مالی سرمایه‌ها به دو دسته ملموس (مشهود) و غیرملموس(نامشهود) طبقه بندی می‌شوند. دارایی‌های و سرمایه‌های ملموس شامل تمامی امکانات فیزیکی مانند زمین ، ساختمانها وتجهیزات تولیدی می‌باشد، اما شناخت سرمایه‌های ناملموس برای سازمانها امری مبهم می‌باشد. مفهوم سرمایه انسانی ریشه در ادبیات اقتصادی دارد(بکر، 1996). در حقیقت ویژگی‌های کیفی افراد سرمایه آنها هستند. سرمایه انسانی نه سرمایه فیزیکی نه سرمایه‌ مالی محسوب می‌شود بلکه سرمایه انسانی به عنوان دانش، مهارت، خلاقیت وسلامت فرد تعریف شده است (بکر، 2002).
ادبیات مربوط به سرمایه فکری بیانگر ارزش و ماهیت نامشهود این منابع می باشد. نخستین تلاش های مرتبط با مفاهیم سرمایه فکری مرهون مطالعات مچلاپ در سال 1962 میلادی است، اما به لحاظ تاریخی ابداع مفهوم سرمایه فکری به سال 1969 توسط گالبرایس نسبت داده میشود. وی اعتقاد داشت سرمایه فکری چیزی فراتر از ذهن بوده و در برگیرنده اقدام فکری نیز می گردد. این امر بدین معنی است که در ادبیات سرمایه فکری در تشریح مفهوم سرمایه فکری، حرکت از داشتن دانش به سمت استفاده از دانش به این نکته اشاره دارد که روابط و فرآیندها برای اینکه به عنوان سرمایه فکری محسوب گردند، باید دانش را به محصول یا خدمتی تبدیل نمایند که برای سازمان، شرکت یا غیره ارزشمند است. همچنین این امر منجر به فرآیندی می گردد که ما را از داشتن دانش به سمت استفاده از دانش می برد که این موضوع نیز منجر به ارائه تعاریف مختلف از سرمایه فکری می گردد. ادوینسون و مالون میگویند سرمایه فکری اطلاعات و دانش مورد استفاده برای کارکردن، برای ایجاد ارزش است (واسیل، 2008). به تازگی، محققان تعریف جامعی دربارهی سرمایه فکری ارایه کرده اند در این تعریف شرایط لازم برای شناسایی این دارایی نیز بیان شده است. “سرمایه فکری یک نوع دارایی است که، توانایی بنگاه اقتصادی را برای ایجاد ثروت اندازه گیری می کند. این دارایی ماهیت عینی و فیزیکی ندارد و یک دارایی نامرئی است که ازطریق به کارگیری دارایی های مرتبط با منابع انسانی، عملکرد سازمانی و روابط خارج از بنگاه اقتصادی به دست می‏آید. همه این ویژگی ها باعث ایجاد ارزش در درون سازمان می شود و ارزش به دست آمده به دلیل این که یک پدیده کاملا درون سازمانی است، قابلیت خرید و فروش ندارد” (رس و بارونس، 2005). سرمایه فکری زاده عرصه علم و دانش است. هنوز این واژه در دوران تکوین خود بسرمی برد. علی رغم این که ، سیستم های بیشتری در حال استفاده از سرمایه فکری هستند، اما هنوز هم بسیاری از افراد شاغل در سازمان ها و بنگاه های اقتصادی اطلاعی از این مفهوم ندارند (زنجیردار و همکاران، 1387). نتایج تحقیقات نشان داده است که شرکتهایی که از سطح بیشتری از کنترل و تمرکز روی دارایی های نامشهود خود برخوردارند به نسبت شرکتهایی که نسبت به این داراییها و بطور اخص سرمایه های فکری بی توجه اند، دارای عملکرد و بازگشت سرمایه بهتر و نوسان قیمت سهام این شرکتها کمتر بوده است (برامهندکار، 2007).

1-2- بیان مسأله
در نیمه دوم قرن بیستم با توسعه اطلاعات و پیشرفت سریع فناوری، تحولی عظیم در تمام جنبههای زندگی و فعالیت های بشر ایجاد شده که این امر باعث حرکت به سمت اقتصاد دانش محور و تغییر پارادیم حاکم بر اقتصاد صنعتی شده است (همتی و همکاران، 1389). در چنین فضایی، دانش و دارایی های نامشهود بعنوان مهمترین منبع و مزیت رقابتی سازمان ها شناخته شده است. در حقیقت جهان پس از انقلاب کشاورزی و صنعتی که در آن زمین، سرمایه و نیروی کار منابع اصلی به حساب می آمدند شاهد انقلاب اطلاعاتی است که در آن منابع اصلی بر پایه دانش و اطلاعات شکل گرفته است. در عصر دانش، سرمایه فکری موضوعی با اهمیت می باشد که مدیریت صحیح آن در محیط پرتلاطم و چالش برانگیز امروزی، رمز موفقیت شرکتها محسوب می‏شود (مجتهدزاده، 1381).
یکی از مهمترین چالشها و مشکلات سیستم های حسابداری سنتی، عدم انعکاس ارزش سرمایههای فکری در صورتهای مالی و گزارشات واحدهای تجاری است. در حالی که امروزه نقش سرمایه های فکری در ایجاد ارزش برای شرکتها و واحدهای تجاری بسیار بیشتر از نقشی است که سرمایه های مالی در واحدها ایفا می کنند. آگاه شدن مدیران از نقشی که داراییهای نامشهود از قبیل سرمایه فکری در ایجاد ارزش برای سازمان دارد، نیازمند سیستمهای حسابداری است که ارزش سرمایه فکری را اندازهگیری و گزارش کند (مار و چاتزکل، 2004؛ تیلز و همکاران، 2007). در این میان، حرفه حسابداری و حسابداران نقش مهمی برای یافتن راههای موثر جهت کنترل و اندازه گیری و سنجش سرمایه های فکری بوسیله مدلها و روشهای ارزیابی این سرمایه ها بر عهده دارند. نواس و همکاران (2012) نیز بیان میکنند که حسابداری مدیریت میتواند روشی موثر برای منابع سازمانی و شرح ارتباط آن برای فرایند ایجاد ارزش در سازمان باشد. به همین دلیل، در نظر گرفتن حسابداری مدیریت به عنوان مکمل سرمایه فکری منطقی به نظر میرسد (نواس و همکاران، 2012). بنابراین در این پژوهش، به دنبال بررسی رابطه بین سیستمهای حسابداری مدیریت و سرمایه فکری در سازمان خواهیم بود تا این موضوع روشن شود که آیا سیستمهای حسابداری مدیریت و اطلاعاتی که فراهم میکند، با سرمایه فکری رابطهای دارد و آیا میتواند به مدیران در شناخت بیشتر نحوه ایجاد ارزش توسط سرمایه فکری در سازمان کمک کند.

1-3- اهمیت و ضرورت پژوهش
بسیاری از سیستم های حسابداری فعلی از نقش و اهمیت فزاینده حق مالکیت معنوی و دانش در سازمان هایی عصر نوین غافل بوده و از توان سنجش ارزش واقعی داراییها در محاسباتشان ناتوانند. به عبارت دیگر، صورتهای مالی در تشریح ارزش واقعی شرکتها از محدودیتهای بسیاری برخوردار هستند. در جوامع دانش محور کنونی، بازده سرمایه فکری بکار گرفته شده بسیار بیشتر از بازده سرمایه‏های مالی به کار گرفته شده، اهمیت یافته است این به آن معناست که در آینده در مقایسه با سرمایه های فکری، نقش و اهمیت سرمایه های مالی در تعیین قابلیت سودآوری پایدار، کاهش چشم گیری خواهد یافت. این موضوع موج ایجاد فاصله بین ارزش واقعی شرکت ها و سازمان ها با آنچه که در محاسبات حسابداری سنتی اعمال میگردد، شده است. افزایش شکاف بین ارزش واقعی و دفتری شرکتها ، توجه محققان را برای توضیح ارزش نامرئی که در این بین از صورتهای مالی حذف شده، جلب کرده است. ارزشی که از آن تحت عنوان سرمایه فکری نام برده میشود و در تمامی ابعاد سازمان همچون یک پیکره دانش حضور دارد، اما نادیده گرفته میشود.
از طرفی، یکی از سیستمهای اطلاعاتی که میتواند سازمان را در اندازهگیری و استفاده صحیح و بهینه از سرمایه فکری یاری کند، حسابداری مدیریت میباشد. حسابداری مدیریت، که در طول قرن بیستم ارزش خود را از دست داده بود (جانسون و کاپلان، 1987)، در حال حاضر چشم انداز و مجموعه ای از ابزار است که به ویژه گسترش حوزههای خود را گسترش داده و در نتیجه، فرصتی مناسب است برای برخورد با برخی چالشهای مستقیم یا غیر مستقیم مربوط به سرمایه فکری و تاثیر آن بر سازمان. پارادایم حسابداری مدیریت در حال حاضر روش مدیریت موثر منابع سازمانی و ارتباط آن را برای فرایند ایجاد ارزش در سازمان نشان میدهد. به همین دلیل، در نظر گرفتن حسابداری مدیریت به عنوان مکمل سرمایه فکری منطقی به نظر میرسد (نواس و همکاران، 2012).
در سازمان تأمین اجتماعی هم مانند بسیاری از سازمانهای نیرو محور دیگر، سرمایه انسانی از عوامل اصلی موفقیت سازمان به شمار میرود. لذا انجام پژوهشهایی در این زمینه از اهمیت فراوانی برخوردار است. در این مطالعه نیز به بررسی رابطه بین سیستمهای حسابداری مدیریت و سرمایه انسانی در سازمان تأمین اجتماعی خواهیم پرداخت.

1-4- هدف پژوهش
اهداف این در سه حوزه کاربردی، محتوایی و کاربردهای خاص به صورت زیر است:
کاربردی: هدف کاربردی کمک به مدیران سازمان تامین اجتماعی است تا با ارزیابی ارتباط سیستمهای حسابداری مدیریت خود با توسعه سرمایه فکری، بتوانند از این دارایی با ارزش استفاده کنند.
محتوایی: هدف محتوایی این پژوهش بررسی رابطه بین سیستمهای حسابداری مدیریت و توسعه سرمایه فکری در سازمان تأمین اجتماعی میباشد.
کاربردهای خاص: نتایج این پژوهش میتواند مورد استفاده مدیران سازمان تأمین اجتماعی، مدیران سایر سازمانها و پژوهشگران حوزه سرمایه فکری قرار بگیرد.
1-5- فرضیه‌های پژوهش
با توجه به مطالب عنوان شده و هدف مورد نظر پژوهش، فرضیههای پژوهش به شرح زیر مورد بررسی قرار خواهد گرفت:
1-5-1- فرضیه اصلی
فرضیه اصلی پژوهش عبارت است از:
1- سیستمهای حسابداری مدیریت به توسعه سرمایه فکری در سازمان تأمین اجتماعی کمک می‏کند.

1-5-2- فرضیههای فرعی
به منظور آزمون فرضیه اصلی فرضیههای فرعی زیر بر اساس ابعاد سیستمهای حسابداری مدیریت و سرمایه فکری مطرح میشود:
1-1- شیوه استفاده از سیستمهای حسابداری مدیریت تاثیر مستقیمی بر توسعه بعد سرمایه انسانی در سازمان تأمین اجتماعی دارد.
1-2- شیوه استفاده از سیستمهای حسابداری مدیریت تاثیر مستقیمی بر توسعه بعد سرمایه ساختاری در سازمان تأمین اجتماعی دارد.
1-3- شیوه استفاده از سیستمهای حسابداری مدیریت تاثیر مستقیمی بر توسعه بعد سرمایه مشتری در سازمان تأمین اجتماعی دارد.
1-4- نوع اطلاعاتی که به وسیله سیستمهای حسابداری مدیریت تهیه میشود تاثیر مستقیمی بر توسعه بعد سرمایه انسانی در سازمان تأمین اجتماعی دارد.
1-5- نوع اطلاعاتی که به وسیله سیستمهای حسابداری مدیریت تهیه میشود تاثیر مستقیمی بر توسعه بعد سرمایه ساختاری در سازمان تأمین اجتماعی دارد.
1-6- نوع اطلاعاتی که به وسیله سیستمهای حسابداری مدیریت تهیه میشود تاثیر مستقیمی بر توسعه بعد سرمایه مشتری در سازمان تأمین اجتماعی دارد.
1-7- نوع تصمیماتی که توسط سیستمهای حسابداری مدیریت پشتیبانی و حمایت میشود تاثیر مستقیمی بر توسعه بعد سرمایه انسانی در سازمان تأمین اجتماعی دارد.
1-8- نوع تصمیماتی که توسط سیستمهای حسابداری مدیریت پشتیبانی و حمایت میشود تاثیر مستقیمی بر توسعه بعد سرمایه ساختاری در سازمان تأمین اجتماعی دارد.
1-9- نوع تصمیماتی که توسط سیستمهای حسابداری مدیریت پشتیبانی و حمایت میشود تاثیر مستقیمی بر توسعه بعد سرمایه مشتری در سازمان تأمین اجتماعی دارد.
1-10- بین ابعاد سرمایه انسانی و سرمایه ساختاری ارتباط معناداری وجود دارد.
1-11- بین ابعاد سرمایه انسانی و سرمایه مشتری ارتباط معناداری وجود دارد.
1-12- بین ابعاد سرمایه ساختاری و سرمایه مشتری ارتباط معناداری وجود دارد.

1-6- روش انجام پژوهش
1-6-1- روش پژوهش و گردآوری دادهها
روش این پژوهش از نظر ماهیت از نوع تحقیقات پیمایشی و از نوع همبستگی است. روش انجام تحقیق بدین صورت خواهد بود که ابتدا بر اساس پرسشنامه، اطلاعات لازم در ارتباط با سیستمهای حسابداری مدیریت و سرمایه فکری گرداوری خواهد شد. سپس با کمک روشهای آماری رابطه بین این دو متغیر مورد بررسی قرار خواهد گرفت. روش گرداوری دادههای این پژوهش استفاده از پرسشنامه برای سنجش سیستمهای حسابداری مدیریت و سرمایه فکری میباشد. برای نگارش و جمع‌آوری اطلاعات مورد نیاز بخش مبانی نظری نیز، به گونه عمده از مجلات تخصصی انگلیسی و فارسی استفاده خواهد شد.

1-6-2- جامعه آماری و نمونه پژوهش
جامعهی‌ آماری این پژوهش شامل مدیران ارشد و روسای حسابداری شعب مختلف سازمان تامین اجتماعی تهران است.

1-6-3- روش تجزیه و تحلیل داده‌ها
برای تجزیه و تحلیل اطلاعات در این پژوهش از روش همبستگی استفاده خواهد شد. پس از جمع‏آوری دادههای کورد نیاز، با استفاده از نرم افزار spss دادههای گرداوری شده مورد تجزیه و تحلیل قرار خواهد گرفت. مدل مفهومی پژوهش به صورت زیر است:

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

شکل 1 – مدل مفهومی پژوهش (بر اساس مطالعه نواس و همکاران، 2012)
متغیرها و مدلهای اندازهگیری سرمایه فکری و سیستم‏های حسابداری مدیریت نیز به صورت زیر خواهد بود:
متغیر مستقل: مدل اندازه گیری سیستمهای حسابداری مدیریت- در این پژوهش از ابزار پرسشنامه و بر اساس پرسشنامه سیستمهای حسابداری مدیریت مطالعه نواس و همکاران (2012) استفاده خواهد شد تا میزان استفاده از سیستمهای حسابداری مدیریت در سازمان تأمین اجتماعی مشخص گردد. ابعاد سیستمهای حسابداری مدیریت در این پرسشنامه عبارتند از 1) شیوه استفاده از سیستمهای حسابداری مدیریت، 2) نوع اطلاعاتی که به وسیله سیستمهای حسابداری مدیریت تهیه میشود، و 3) نوع تصمیماتی که توسط سیستمهای حسابداری مدیریت پشتیبانی و حمایت میشود. برای هر کدام از این ابعاد پرسشنامهای طراحی خواهد شد تا بتوان بر اساس آن این ابعاد را به دادههای کمی تبدیل کرد.
متغیر وابسته: سرمایه فکری- سرمایه فکری شامل سه بعد سرمایه انسانی، ساختاری و مشتری میباشد. برای بررسی این ابعاد در سازمان تأمین اجتماعی و نحوه کمک سیستمهای حسابداری مدیریت برای توسعه آنها، از ابزار پرسشنامه استفاده خواهد شد. بدین ترتیب که از مدیران خواسته خواهد شد تا میزان اجرای هر کدام از ابعاد سرمایه فکری در سازمان را بر اساس طیف لیکرت (امتیاز 1 به بسیار کم تا امتیاز 5 برای بسیار زیاد) مشخص کنند.
1-7- استفاده‌کنندگان از نتایج پژوهش
کاربرد اصلی این پژوهش کمک به مدیران سازمان تأمین اجتماعی (و هر سازمانی) برای ارزیابی توانایی سیستمهای حسابداری مدیریت در توسعه سرمایه فکری سازمان میباشد.

1-8- تعریف واژههای کلیدی
سرمایه انسانی: سرمایه انسانی نشان دهنده موجودی دانش افراد یک سازمان است (بونتیس و همکاران، 2002). روس و همکاران(1997) نیز بحث می کنند که کارکنان، سرمایه فکری را از طریق شایستگی، نگرش و چالاکی فکری شان ایجاد می کنند. همچنین بروکینگ (1996) معتقد است دارایی انسانی یک سازمان شامل مهارتها، تخصص، توانایی حل مسأله و سبک های رهبری است.
سرمایه ساختاری: سرمایه ساختاری شامل همه ذخایر غیر انسانی دانش در سازمان می شود که در برگیرنده پایگاه های داده، نمودارهای سازمانی، دستورالعمل های اجرایی فرآیندها، استراتژی ها، برنامه های اجرایی و به طور کلی هر آنچه که ارزش آن برای سازمان بالاتر از ارزش مادی اش باشد،است (روس و همکاران، 1997). به عبارت روشن تر، روس و همکارانش معتقدند سرمایه ساختاری عبارت است از «هر آنچه که در شرکت باقی می ماند پس از آنکه کارکنان به هنگام شب به خانه می روند».
سرمایه مشتری: استیوارت (1997) اظهار میدارد موضوع اصلی سرمایه مشتری، دانش موجود در کانال های بازاریابی و روابط با مشتریان است. سرمایه مشتری نشان دهنده توانایی بالقوه یک سازمان به خاطر عوامل نامشهود بیرونی اش است. همچنین، چن و همکارانش (2004) سرمایه مشتری را در قالب قالبیت بازاریابی، شدت بازار و وفاداری مشتری طبقه بندی میکنند.

1-9- ساختار پژوهش
فصل اول به کلیات پژوهش شامل مقدمه، مسأله، اهمیت و ضرورت و هدف پژوهش، فرضیه‏های پژوهش، روش انجام پژوهش، متغیرهای پژوهش، استفادهکنندگان از نتایج پژوهش و تعریف واژههای کلیدی اختصاص داشت.مختصری از مطالب عنوان شده در هر یک از فصول آتی نیز در ادامه بیان می‏شود:
در فصل دوم، مبانی نظری و پیشینه پژوهشهای قبلی ارائه میشود. در ابتدا، مبانی نظری مربوط سرمایه فکری و سیستمهای حسابداری مدیریت ارائه میشود. در انتها نیز پژوهشهای پیشین انجام شده در رابطه با موضوع پژوهش حاضر ارائه میشود. در فصل سوم، روش پژوهش و آزمون فرضیهها عنوان شده است. به گونهای که در ابتدا فرضیات به تفصیل تشریح شده و سپس متغیرهای پژوهش تعریف و سپس روشهای آماری مورد استفاده در پژوهش معرفی شده است. در فصل چهارم، تجزیه و تحلیل و آزمون فرضیههای پژوهش به همراه نتایج آن عنوان شده است. با توجه به خروجیهای به دست آمده از نرمافزار SPSS 20 معنیداری ضرایب و مقایسه آنها با یکدیگر اقدام به تأیید یا رد فرضیههای پژوهش شده و سپس در کنار این موضوع، سایر نتایج جانبی به دست آمده نیز تشریح میشود. در فصل پنجم، با مرور کلی از نتایج به دست آمده، محدودیتهای قرار گرفته در حین انجام پژوهش با جزئیات بیشتری آمده و سپس پیشنهادهایی که میتواند در آینده تداوم این پژوهش به روشنتر شدن موضوع کمک نماید، عنوان شده است.
فصل دوم
مبانی نظری و پیشینه پژوهش

2-1- مقدمه
فصل اول به بیان کلیات پژوهش اختصاص داشت. بدین صورت که پس از بیان مقدمه، مسأله پژوهش، اهمیت و ضرورت پژوهش، هدف پژوهش، فرضیه‌های پژوهش، روش اجرای پژوهش و متغیر‏های پژوهش تشریح شد. در این فصل، مبانی نظری و پیشینه پژوهش تشریح میشود. در ابتدا مبانی نظری مربوط به سرمایه انسانی و سیستمهای حسابداری مدیریت ارائه میشود. سپس پژوهشهای پیشین انجام شده در رابطه با موضوع پژوهش حاضر ارائه میشود.

2-2- مبانی نظری
به اعتقاد صاحبنظران روش پژوهش، پژوهشگری که قصد رشد و توسعهی دانش مورد مطالعه خود را دارد، ابتدا باید مبانی نظری و پیشنیه پژوهشهایی را که تاکنون در زمینه دانش مذکور انجام شده را شناسایی و مطالعه نماید. جان دیویی1 (1938)، مطالعه منابع مربوط به موضوع پژوهش را به عنوان یکی از مراحل اساسی پژوهش علمی مورد بحث قرار داده و معتقد است که انجام این مطالعه، به پژوهشگر کمک میکند تا بینش عمیقی در مورد پژوهش و حوزهای که پژوهش به آن تعلق دارد، کسب کند. بنابراین، مطالعه منابع مرتبط با موضوع مورد پژوهش، مشتمل بر شناسایی، مطالعه و ارزیابی تحقیقات و مشاهدات علمی گزارششده، عقاید و دیدگاههای صاحبنظران در ارتباط با موضوع مورد پژوهش، بخش عمدهای از روش علمی پژوهش است که انجام آن در کلیهی پژوهشها، ضروری است. مطالعه منابع مربوط به موضوع پژوهش، به پژوهشگر این فرصت را میدهد که در رشته مورد علاقه خود در حد بضاعت، پیشقدم بوده و به بینش وسیعتری در ارتباط با آن دست یابد. این کار موجب بنیانگذاری مستحکم پایه علمی پژوهش می‏شود و به‏ نظر میرسد اگر بنیان مذکور ضعیف باشد، پژوهش انجام شده، خام، سطحی و تکراری خواهد بود (دلاور، 1384).

2-2-1- مفاهیم و تعاریف سرمایه فکری
از دیدگاه حسابداری مالی سرمایه‌ها به دو دسته ملموس (مشهود) و غیرملموس(نامشهود) طبقه بندی می‌شوند. دارایی‌های و سرمایه‌های ملموس شامل تمامی امکانات فیزیکی مانند زمین، ساختمانها وتجهیزات تولیدی می‌باشد، تعریف سرمایه از نگاه صاحب نظران مدیریتی به سرمایه‌ متفاوت می‌باشد همان طور که آدام اسمیت تمامی ذخایر ثابت، توانایی‌هایی مفید و تمام ساکنان آن کشور را به عنوان سرمایه نام می برد. جاستین اسلی2 چهار نوع از سرمایه‌های ثابت را به شرح زیر طبقه بندی نمود.
1. وسایل و تجهیزات مفید که ابزار تجارت هستند
2. ساختمان به عنوان وسیله‌ای برای کسب درآمد
3. بهبود و توسعه زمین
4. به دست آوردن توانایی‌های مفید از تمامی کارکنان
امروزه بر بهره‌گیری و استفاده از ظرفیتهای بالقوه سازمانها از سرمایه‌های ناملموس تاکید می‌شود اما شناخت سرمایه‌های ناملموس برای سازمانها امری مبهم می‌باشد. برای شناخت سرمایه های ناملموس لسلی وذرلی3 در سال 2003 آنها را در چهار سطح تعریف نمود که شامل سطوح فردی ، اجتماعی، جامعه و ساختار می‌باشد.
سرمایه فکری زاده عرصه علم و دانش است. هنوز این واژه در دوران تکوین خود بسرمی برد. علی رغم این که ، سیستم های بیشتری در حال استفاده از سرمایه فکری هستند، اما هنوز هم بسیاری از افراد شاغل در سازمان ها و بنگاه های اقتصادی اطلاعی از این مفهوم ندارند (زنجیردار و همکاران، 1387).
مفهوم سرمایه فکری اغلب مورد بحث بوده است، اما همیشه به خوبی تعریف نشده است و کلمات مختلفی برای تفسیر این مفهوم مورد استفاده قرار گرفته است. مردم تمایل دارند از اصطلاحاتی مانند دارایی ها، منابع یا محرک های عملکرد به جای کلمهی “سرمایه” استفاده کنند. آنان “واژهی فکری” را با کلماتی مانند نامشهود، بر مبنای دانش مالی یا غیرمالی جایگزین میکنند. بعضی ازحرفه ها (مانند حسابداری مالی ، حسابرسی و…) نیز تعاریف کاملا متفاوتی مانند دارایی های ثابت غیرمالی که موجودیت عینی و فیزیکی ندارند اما ، توسط بنگاه اقتصادی نگهداری و از طریق حقوق قانونی قابل شناسایی و کنترل هستند ، ارایه کرده اند ( مار، 2008).
تعاریف متعددی از سرمایه فکری یا انسانی مطرح شده که هر یک خواص و ویژگی‌های متفاوتی را از سرمایه‌ انسانی مورد تاکید قرار می‌دهند. استوارت معتقد است سرمایه فکری مجموعه ای از دانش، اطلاعات ، اموال فکری، تجربه، رقابت و یادگیری سازمانی است که میتواند برای ایجاد ثروت به کارگرفته شود. در واقع، سرمایه فکری کلیه کارکنان، دانش سازمانی و توانایی های آنان را برای ایجاد ارزش افزوده در بر میگیرد و باعث ایجاد منافع رقابتی مستمر میشود (قلیچ لی و مشبکی،1386).
به اعتقاد بنتیس ( 1998) سرمایه فکری میتواند به عنوان مجموعه ای از دارایی های نامشهود (منابع، توانایی ها، رقابت) تعریف شود که از عملکرد سازمانی و ایجاد ارزش به دست می آیند.
پیتر هوتز (1998) سرمایه انسانی را در زمان ،تجربه ، هدف وتوانایی‌های یکی از افراد خانوار که می‌تواند در فرایند تولید نقش داشته باشد معرفی می کند.
ادوینسون و مالون4 میگویند سرمایه فکری اطلاعات و دانش مورد استفاده برای کارکردن، برای ایجاد ارزش است (واسیل5، 2008).
سبای6 (1997) نیز سرمایه فکری را سه جزء سرمایه انسانی (ظرفیتی برای انجام امور در موقعیت های مختلف، برای ایجاد دارایی های مشهود و دارایی های نامشهود)، سرمایه ساختاری (حق الاختراع، مفاهیم، مدل ها و سیستم های اداری وکامپیوتری) و سرمایه مشتری ( روابط با تامین کنندگان مواد اولیه و مشتریان) تعریف کرده است. واسیل معتقد است دانش یک ارزش اقتصادی است و این ارزش به طور فزاینده درحال افزایش است و بیشتر در شرکتهایی قابل رویت است که، ارزش های مشهودکمتری داشته باشند (رس و بارونس7، 2005).
بنتیس و هالند (2002) اعتقاد دارند سرمایه فکری ذخیره ای از دانش است که در نقطه خاصی از زمان در یک سازمان یا بنگاه اقتصادی وجود دارد. در این تعریف ارتباط بین سرمایه فکری و یادگیری سازمانی مورد توجه قرار گرفته است ( واسیل، 2008).
به تازگی، محققان تعریف جامعی دربارهی سرمایه فکری ارایه کرده اند در این تعریف شرایط لازم برای شناسایی این دارایی نیز بیان شده است. “سرمایه فکری یک نوع دارایی است که، توانایی بنگاه اقتصادی را برای ایجاد ثروت اندازه گیری می کند. این دارایی ماهیت عینی و فیزیکی ندارد و یک دارایی نامرئی8 است که ازطریق به کارگیری دارایی های مرتبط با منابع انسانی، عملکرد سازمانی و روابط خارج از بنگاه اقتصادی به دست میآید. همه این ویژگی ها باعث ایجاد ارزش در درون سازمان می شود و ارزش به دست آمده به دلیل این که یک پدیده کاملا درون سازمانی است، قابلیت خرید و فروش ندارد” (رس و بارونس، 2005).
مفهوم سرمایه انسانی ریشه در ادبیات اقتصادی دارد (بکر، 1996) در حقیقت ویژگی‌های کیفی افراد سرمایه آنها هستند. سرمایه انسانی نه سرمایه فیزیکی نه سرمایه‌ مالی محسوب می‌شود بلکه سرمایه انسانی به عنوان دانش، مهارت، خلاقیت وسلامت فرد تعریف شده است. (بکر، 2002). بکر به این موضوع اشاره می‌کند که سرمایه انسانی، سرمایه فیزیکی و سرمایه ‌مالی همه به نحوی از اشکال سرمایه محسوب می‌شوند اما تفاوت آنها از این جا ناشی می‌شود که یک فرد را نمی‌توان از مهارت ، سلامت و ارزش‌هایش جدا کرد در حالی که این امکان در مورد دارایی ها و اموال فرد وجود دارد. این بدان معناست که پایدارترین و تجدیدپذیرترین سرمایه همان سرمایه انسانی است. براساس نظر شولتز در سال1971 تحصیلات رسمی و آموزش ابزاری مهم و حتی لازم و حیاتی برای بهبود ظرفیت‌های تولید هستند. هم چنین او سرمایه‌گذاری بر روی سرمایه انسانی به عنوان معیارهای ثبت نام آموزشی می داند. (شولتز، 1992). در اغلب موارد موفقیت سازمانی به افرادی بستگی دارد که سطح بالاتری از شایستگی‌ها را دارا هستند در چنین شرایطی است که این افراد تبدیل به سرمایه‌های با ارزشی برای سازمان می‌شوند .به عبارت دیگر سرمایه انسانی را می‌توان به عنوان یکی از عوامل تولیدی که می تواند ارزش افزوده بالایی را برای سازمان و اجتماع داشته باشد قلمداد کرد. تعاریف جدیدی که از سرمایه انسانی شده است سرمایه انسانی را مجموعه ای از ویژگی‌ها، تجارت زندگی، دانش، خلاقیت ، نوآوری و انرژی معرفی می نماید که افراد آن را جهت سرمایه‌گذاری در کار خود انتخاب می‌کنند (وذرلی، 2003). به عبارتی سرمایه انسانی عبارت است از سرمایه‌گذاری بر روی منابع انسانی جهت افزایش بازدهی آنها که این هزینه ها با هدف بهره برداری در آینده انجام خواهد شد. از این رو است که: سازمان یادگیرنده سرمایه گذاری بر روی افراد را انتخاب می‌کنند به این خاطر که افراد در واقع سرمایه‌های انسانی با ارزشی میباشند که دارای کیفیت های متفاوتی هستند (بورود و تومولو2004). به طور کلی می‌توان گفت که سرمایه سازمانی مجموعه‌ای منسجم از ویژگی های کیفی تحصیلی مهارتی و فرهنگی افراد سازمانی است که سبب ایجاد ارزش افزوده برای سازمان گردد.
در جهان متلاطم امروزی شرکتهای پیشرو بیش از هر دوره و زمان دیگری به اهمیت و توجه به کارکنان خود پی برده‌اند آنها دریافتند که چگونه می‌توان با تاکید بیشتر بر حفظ و توسعه سرمایه انسانی خود در بالاترین نقطه اقتصاد جهانی جای گرفت. سرمایه انسانی کلیدی برای رشد اقتصادی جوامع محسوب می‌شود و یک سرمایه مهم و ضروری می باشد که سازمان در جهت رشد و توسعه اقتصادی کمک می‌کند و از این نظر می توان آن را با سرمایه‌ها و دارایی‌های فیزیکی سازمان مقایسه کرد. از آنجا که توانایی و مهارت افراد به عملکرد بهتر و بهره‌وری سازمان کمک می‌کند انجام هرگونه هزینه در آموزش و توسعه آن نوعی سرمایه‌گذاری بلند مدت محسوب می‌شود که سازمان تا مدتها می‌تواند از نتایج آن بهره مند شود. دلیل این امر این است که در محیط متغیر و شدیداً رقابتی امروزی تنها با کمک نیروی انسانی خلاق و نوآور است که می‌توان به مزیت رقابتی دست یافت. در نتیجه سازمانها باید به سازمانهایی پویا و یادگیرنده تبدیل شوند تا کارکنانشان با توانایی‌هایی که از خود بروز می‏دهند قابلیت انطباق با تغییرات را در عرصه رقابت داشته باشند. بنابراین توجه به اهمیت سرمایه انسانی نتایجی را به همراه خواهد داشت که عبارتند از:
1. سرمایه‌گذاری بر روی سرمایه انسانی به عنوان یکی از اجزای اساسی سازمان شناخته می شود سبب ارتقا کارکنان می‌شود (سالامون، 1992).
2. با سرمایه گذاری بر روی منابع انسانی ، کارکنان دانش و مهارتهای لازم را برای خلق محصولات و خدمات جدید بدست می‌آورند (رومر، 1990).
3. بر بهره‌وری کارکنان در محیط کار تاثیر گذار است (اسنل، 1999) .
4. باعث توانایی درونی شرکت در کسب مزیت رقابتی می‌شود ( رگر، 1995).
5. سبب بهره‌وری در اقتصاد ملی می‌گردد (ویناکر، 2000).
6. سبب رشد اقتصاد ملی میشود (رومر، 1986).
با توجه به تغییرات چشمگیر در محیط‌های سازمانی اجتماعی و تشدید عرصه رقابت در جهان امروزی سازمانها بیش از گذشته به دنبال جذب و از آن مهمتر حفظ و توسعه افراد برای انجام فرایندهای جاری و آتی خویش هستند. سازمانها به دنبال سرمایه جدیدی تحت عنوان سرمایه انسانی هستند، به جرات می‌توان گفت که سرمایه انسانی عاملی است که بیش از هر عامل دیگری بر روی رشدو بقای سازمانی تاثیرگذار است. امروزه اهمیت سرمایه انسانی در تمامی حوزهها گسترش یافته است به نحوی که تئوری رشد مدرن به تراکم سرمایه انسانی توجه می‌کند و حتی سرمایه انسانی به عنوان یک عامل تاثیرگذار در رشد و توسعه اقتصادی جوامع قلمداد می‌کند. مطالعات و بررسیهای زیادی در مورد تاثیر امکانات آموزشی بر روی رشد و یا عدم رشد اقتصاد کل کشور و جوامع صورت گرفته است. برخی از پژوهشگران سرمایه انسانی معتقدند که سرمایه گذاری بر روی افراد موجب بهره‌وری اقتصادی سازمانهای و جوامع خواهد شد و نقش کلیدی نیروی انسانی و سرمایه انسانی در رشد و توسعه سازمانها پیشرو در اقتصاد جهانی برای هیچ کس پوشیده نیست.
سرمایه فکری یا انسانی دارای ویژگیهایی نیز است که مهمترین آنها عبارتند از:
• از نظر هاروارد منابع فکری در شرکت حالت انحصاری و یگانه دارند و قابل کپی برداری و تقلید نیستند ، به همین جهت برای شرکت ارزشمند بوده و قابلیت ایجاد مزیت رقابتی را دارند
• داراییهای فکری، داراییهای غیر رقابتی هستند. بر خلاف داراییهای فیزیکی که فقط می‌توانند برای انجام یک کار به خصوص در یک زمان خاص مورد استفاده قرار بگیرند، داراییهای فکری را می‌توان به طور همزمان برای چند امر خاص به کار گرفت. برای مثال، سیستم پشتیبانی از مشتری می‌تواند، امکان حمایت از هزاران مشتری را در یک زمان خاص فراهم کند. این توانایی یکی از مهمترین معیارهای برتری داراییهای فکری بر داراییهای فیزیکی است.
• سرمایه انسانی و سرمایه مشتری، قابلیت تبدیل شدن به مالکیت شخصی ندارند ، بلکه باید بین کارکنان و مشتریان و تأمین‌کنندگان مشترک باشند. بنابراین، رشد این نوع از داراییها نیاز به مراقبت و توجه جدی دارد. 

2-2-1-1- سیر تاریخی سرمایه فکری
سرمایه فکری اوین بار در سال 1962 توسط فریتز مچلاپ مطرح شد پس از آن در سال 1969 جان کنت گالبرایت اصطلاح سرمایه فکری را به کار برد در اوایل دهه 1980 ایده عمومی ارزش ناملموس (که اغلب ”سرقفلی“ نامیده می شد) را ایتامی مطرح کرد.
در اواسط دهه 1980 انقلاب اطلاعات شکل گرفت و شکاف بین ارزش دفتری و ارزش بازار به طور چشمگیری برای بسیاری از شرکتها افزایش یافت. درهمین حین، کتابی پیرامون استخراج ارزش از نوآوری توسط آقای تیس انتشاریافت.
در اواخر دهه 1980آغاز نخستین تلاشها برای نوشتن و تدوین صورت حسا ب هایی که سرمایه های فکری را انداز ه گیری می کنند (اسویبی، 1988 ) شکل گرفت و در این رابطه کتاب « ارتباط گم شده و سقوط مدیریت حسابدار ی » توسط آ قایان جانسون و کاپلان انتشار یافت. همچنین کتاب «مدیریت داراییهای دانشی» (قرن 21) توسط آقای آمیدن منتشر شد.
در سال 1990 شرکت اسکاندیا آقای لیف ادوینسون را به عنوان « مدیر سرمایه های فکری» خود منصوب کرد. اولین باری است که نقش مدیریت سرمایه های فکری با تخصیص یک پست رسمی، در سازمان مشروعیت می یابد. کاپلان و نورتن ( 1992 ) مفهوم و رویکرد کارت امتیازی متوازن را معرفی کردند . این رویکرد مبتنی بر این فرض است که آنچه را که شما اندازه گیری می کنید همان چیزی است که شما به دست می آورید. همچنین کتاب «سازمان هوشمند» نیز توسط آقای کوئین انتشار یافت.
ونوکا و تاکیشی در سال 1995 کار بسیار با ارزششان را درباره ”سازمان دانش آفرین“ معرفی کردند . اگر چه تمرکز این کتاب بر دانش است ، با وجود این، تمایز بین دانش و سرما یه فکری در آن بسیار ظریف عنوان شده است
در سال 1994 ابزار شبیه سازی سلمی به نام تانگو روانه بازار شد. تانگو اولین محصول پرفروش است که در آموزش مدیران درباره اهمیت عوامل نامشهود، به کار می آید. همچنین در سال ( 1994 ) ضمیمه ای برای گزارش سالانه شرکت اسکاندیا تهیه شد که موجودی سرمایه های فکری آن ر ا نشان می داد. گزارش سرمایه های فکری، علاقه زیادی ایجاد کرد و در شرکتهایی که به دنبال پیروی از پیشگامی اسکاندیا هستند. برای « ممیزی دانش » رویداد قابل توجه دیگری که در سال ( 1995 ) اتفاق افتاد، زمانی است که سلمی از ارزیابی جامع از وضعیت سرمایه های فکری شرکت استفاده کرد. صاحب نظران نهضت سرمایه فکری،کتابهای پرفروشی را درباره موضوع منتشر کردند (کاپلان و نورتون، 1996 ادوینسون و مالون،1997 ؛ اسویبی، 1997). با این حا ل، کار ادوینسون و مالون بویژه درباره فرآیند و چگونگی انداز هگیری سرمایه های فکری به مراتب بیشتر استفاده شد
سرمایه های فکری، موضوع مورد پسند بسیاری از محققان و کنفرانس های علمی، مقاله ها و نشریه های مختلف قرار میگیرد. تعداد زیادی پروژه از جمله پروژ ههای مرتیوم، دانمارک و استکهلم، در سطح وسیع انجام گرفت.
اوایل دهه 2000 اولین مجله معتبر علمی با عنوان « سرمایه های فکر ی » انتشار یافت. اولین استانداردهای حسابداری « سرمایه های فکر ی » را دولت دانمارک منتشر کرد. چشم انداز سرمایه های فکری به همراه کمیته سرمایه های فکری در شرکت اسکاندیا تعیین و تشکیل شد.
اتحادیه اروپا، اولین گزارش سرمایه های فکری خود را منتشر کرد و کتاب «ثروت نامشهود» را موسسه بروکینگ به چاپ رسانیددر آن سالها گزارش سرمایه های فکری مراکز اتریش منتشر میشود و کتاب « مدیریت، اندازه گیری و گزارش دهی داراییهای نامشهود » رالو به همراه حجم گستردهای کتب و مقا له ها، پیرامون مدیریت سرمایه های فکری به چاپ می رسد. تعداد بسیاری پروژه در راستای مدیریت و انداز ه گیری سرمایه های فکری در سازمانهای مختلف، تعریف و انجام شده و درحال حاضر نیز درحال پیگیری است.

2-2-1-2- عناصر سرمایه فکری
به طور کلی، محقققان و دست اندرکاران رشته سرمایه فکری، بر روی این موضوع اتفاق نظردارند که، سرمایه فکری از سه سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری و سرمایه مشتری تشکیل شده است که به شرح زیر توضیح داده می شوند:
الف ) سرمایه انسانی: رس و همکارانش (1997) معتقدند کارکنان، سرمایه فکری را از طریق شایستگی، نگرش و چالاکی فکری خود ایجاد میکنند. مهم ترین عناصرتشکیل دهنده سرمایه انسانی بنگاه اقتصادی مجموعهی مهارت های نیروی کار، عمق و وسعت تجربهی آنان است. منابع انسانی میتواند به منزله روح و فکر منابع سرمایه فکری باشد. این سرمایه در شب با ترک سازمان از سوی کارکنان از شرکت خارج می شود اما، سرمایه ساختاری و سرمایه مشتری حتی با ترک سازمان در شب هم، بدون تغییر باقی می ماند. سرمایه انسانی شامل : الف) مهارت ها و شایستگی های نیروی کار ب) دانش آنان در زمینه هایی که برای موفقیت بنگاه اقتصادی مهم و ضروری هستند و ج) استعدادها، اخلاق و رفتارآنان است (مار، 2008).
بروکینگ ( 1996) معتقد است دارایی انسانی یک بنگاه اقتصادی شامل مهارت ها، تخصص ها، توانایی حل مساله و سبک های رهبری است. اگر در یک بنگاه اقتصادی سطح گردش کارکنان بالا باشد، این موضوع ممکن است به این معنی باشد که سازمان این جزء مهم از سرمایه فکری خود را از دست داده است.
ب) سرمایه مشتری : سرمایه مشتری شامل همه روابطی است که بین بنگاه اقتصادی با هر فرد یا بنگاه اقتصادی دیگری وجود دارد. این روابط شامل مشتریان، واسطه ها، کارکنان، تامین کنندگان مواد اولیه، مقامات قانونی، اعتباردهندگان و سرمایه گذاران است. روابط مزبور به دوگروه کلی تقسیم می شوند : گروه اول روابطی هستندکه از طریق قرارداد با مشتریان و تامین کنندگان مواد اولیه یا شرکای اصلی، رسمیت می یابند. گروه دوم بیشتر شامل روابط غیررسمی هستند. سرمایه مشتری به عنوان یک پل و سازمان دهنده عملیات سرمایه فکری تلقی و عامل تعیین کننده درتبدیل سرمایه فکری به ارزش بازار است. این سرمایه شامل استحکام و وفاداری مناسبات و روابط با مشتری است. رضایت مشتری، سلامت مالی و حساسیت قیمت ممکن است، به عنوان شاخص های این نوع سرمایه به کار روند. تفکیک سرمایه مشتری از سرمایه انسانی و ساختاری گویای اهمیت آن درارزش بنگاه اقتصادی است. علائم تجاری، شهرت و آوازه شرکت یا کالاها و خدمات آن، که منعکس کنندهی روابط بین شرکت ها و مشتریان (بالقوه یا بالفعل ) آنها هستند، نیزدراین گروه از دارایی ها قرار می گیرند ( مار، 2008).
ج) سرمایه ساختاری: رس و همکاران (2005) معتقدند سرمایه ساختاری شامل ذخایر غیرانسانی دانش از جمله، پایگاههای داده، نمودارهای سازمانی، دستورالعمل های اجرای فرآیندها، استراتژی ها و برنامه های اجرایی است. سرمایه ساختاری دامنهی گسترده ای از عناصرضروری را پوشش می دهد. مهم ترین آنها معمولا شامل : 1) فرآیندهای مهم اجرایی بنگاه اقتصادی 2) چگونگی ساختاربندی آنها 3) سیاست ها، جریان های اطلاعاتی و عناصر پایگاه های داده 4) رهبری و سبک مدیریت 5) فرهنگ سازمان و 6) طرح های پاداش کارکنان است.

2-2-1-3- روشهای اندازه گیری سرمایه فکری
تمام روشهای اندازه گیری سرمایه فکری اشاره شده با توجه به ماهیت آنها در چهار گروه به شرح زیر قابل طبقه بندی هستند:
الف ) روشهای بازده دارایی ها
ب ) روشهای سرمایه گذاری بازار
ج ) روشهای سرمایه فکری مستقیم
د ) روشهای کارت امتیازی
الف ) روشهای بازده دارایی ها:
این روش ها، متوسط درآمد قبل از کسر مالیات شرکت را در دوره مشخص محاسبه و آن را بر متوسط ارزش دارایی های فیزیکی در همان دوره تقسیم می کنند. در این حال، تفاوت میان مقدار بازگشت به دارایی های حاصل شرکت با متوسط بازگشت به دارایی های صنعت محاسبه می شود و چنانچه مقدار تفاوت صفر یا منفی باشد، شرکت دارای سرمایه فکری مازاد بر متوسط صنعت نبوده و فرض می شود که سرمایه فکری شرکت صفر است. با این وجود چنانچه مقدار تفاوت مثبت باشد فرض می شود که شرکت سرمایه فکری مازاد بر متوسط صنعت دارد.
در این صورت مقدار تفاوت مزبور در متوسط ارزش دارایی های فیزیکی شرکت در همان دوره ضرب می شود تا متوسط مازاد درآمد سالیانه معین گردد . به وسیله تقسیم این مازاد درآمد سالیانه بر متوسط هزینه سرمایه شرکت، تخمینی از ارزش سرمایه فکری شرکت حاصل خواهد گردید.
ویژگی های روش بازده دارایی ها:
• روشهای نرخ بازده داراییها، به نرخهای بهره بسیار حساس هستند.
• در این روشها از مقایسه مستقیم ارزشها با ارزشهای بازار استفاده نمی‌شود، بلکه تنها از بعضی عوامل که تحلیلگران بازار در ارزیابی خود از شرکت از آنها استفاده می‌کنند، بهره گرفته می‌شود.
• این روشها همانند روشهای بازار سرمایه‌گذاری روی ارقام مالی تأکید می‌کنند، که باوجود کامل نبودن، دارای قابلیت حسابرسی هستند. 
روش های بازده دارایی ها شامل الگوهای زیر می باشد:
1- ارزش افزوده اقتصادی
2- ضریب فکری ارزش افزا

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید